دانلود اهنگ

دانلود اهنگ جدید

دانلود اهنگ

دانلود اهنگ جدید

دانلود اهنگ,دانلود اهنگ جدید, دانلود البوم جدید, دانلود فول البوم, دانلود فیلم, دانلود سریال, اهنگ جدید, متن اهنگ,

  • ۰
  • ۰

شعر عاشقانه غمگین جدایی و تنهایی
وقتی غمگین می شوی و نه می توانید گریه کنی، نه می توانی فریاد بزنی، شاید بتوانی فقط بنویسی و کمی از بار غم درونت را سبک کنی. شاید نتوانی بنویسی اما دلنوشته ها و شعرهای دیگران می توانند گزینه خوبی برای وصف حال درونیتان باشد.

عکس نوشته عاشقانه غمگین
غم نگاه آخرت تو لحظه ی خدافظی
گریه ی بی وقفه ی من تو اون روزای کاغذی

قول داده بودیم ما به هم که تن ندیم به روزگار
چه بی دووم بود قولمون جدا شدیم آخر کار

مطالب پیشنهادی از سراسر وب
yektanet-logo-signپیشنهاد توسط
سرور مجازی با مدیریت فنی کاملا رایگان

خرید قالب پارس کالا، پوسته فروشگاهی parskala  با ضمانت بازگشت وجه 6...

خرید قالب فروشگاه خودرو موتورز، motors   با ضمانت بازگشت وجه 6 ماهه از...

سرور مجازی با مدیریت فنی کاملا رایگان
سرور مجازی با مدیریت فنی کاملا رایگان

خرید قالب پارس کالا، پوسته فروشگاهی parskala  با ضمانت بازگشت وجه 6...
خرید قالب پارس کالا، پوسته فروشگاهی parskala با ضمانت بازگشت وجه 6...

خرید قالب فروشگاه خودرو موتورز، motors   با ضمانت بازگشت وجه 6 ماهه از...
خرید قالب فروشگاه خودرو موتورز، motors  با ضمانت بازگشت وجه 6 ماهه از...

سرور مجازی با مدیریت فنی کاملا رایگان

خرید قالب پارس کالا، پوسته فروشگاهی parskala  با ضمانت بازگشت وجه 6...

خرید قالب فروشگاه خودرو موتورز، motors   با ضمانت بازگشت وجه 6 ماهه از...

***

اگر آمد و از من پرسید
بگویید که رفته از دست
عاشق که دیوانه نباشد
مفت هم نمی ارزد

***

سرور مجازی با مدیریت کاملاً رایگان
سرور مجازی با مدیریت کاملاً رایگان

مشاهده
yektanet-logo-signتبلیغ
کاش میشد عشق را آغاز کرد
با هزاران گل یاس آن را ناز کرد
کاش میشد شیشه غم را شکست
دل به دست آورد نه اینکه دل شکست

***

درسکوت دادگاه سرنوشت
عشق برما حکم سنگینی نوشت
گفته شد دل داده ها از هم جدا
وای بر این حکم و این قانون زشت

***

شعر عاشقانه غمگین و کوتاه
نفرین به عشق و عاشقی
نفرین به بخت و سرنوشت

به اون نگاه که عشقتو
تو سرنوشت من نوشت

نفرین به من نفرین به تو
نفرین به عشق من و تو

به ساده بودن منو
به اون دل سیاه تو

***

رفع خطاهای وردپرس در کمترین زمان (⭐⭐⭐⭐⭐)
رفع خطاهای وردپرس در کمترین زمان (⭐⭐⭐⭐⭐)

مشاهده
yektanet-logo-signتبلیغ
مطلب پیشنهادی: متن عاشقانه غمگین + جملات احساسی و رمانتیک غمگین عاشقانه
غمگینم و این ربطی به خیابان ولی عصر ندارد

که درختانش سالهاست مرا از یاد برده‌اند

 

غمگینم و این ربطی به تو ندارد

که پسر همسایه‌ام نبودی

تا هر صبح پنجره را باز کنم

بی آنکه جواب سلامت را بدهم

با بنفشه‌ای در گیسوانم

 

کاش به زنی که عاشق است

می‌آموختند چگونه انتقام بگیرد

غمگینم که عشق این‌همه مهربان است

 

مژگان عباسلو

***

چنان دل بسته ام کردی
که با چشم خودم دیدم

خودم میرفتم اما
سایه ام با من نمی آمد

بنیامین دیلم

***

همین امروز دفتر کار مجازی با خط تهران و تلفن گویا داشته باش
همین امروز دفتر کار مجازی با خط تهران و تلفن گویا داشته باش

مشاهده
yektanet-logo-signتبلیغ
شعر عاشقانه غمگین
ای آنکه دوست دارمت اما ندارمت
بر سینه می فشارمت اما ندارمت

ای آسمان من که سراسر ستاره ای
تا صبح می شمارمت اما ندارمت

در عالم خیال خودم چون چراغ اشک
بر دیده می گذارمت اما ندارمت

می خواهم ای درخت بهشتی، درخت جان
در باغ دل بکارمت اما ندارمت

می خواهم ای شکوفه ترین مثل چتر گل
بر سر نگاه دارمت اما ندارمت

‫‏سعید بیابانکی

***

ز کدام رَه رسیدی؟ زِ کدام در گذشتی؟
که ندیده دیده ناگه به درونِ دل فتادى؟

***

بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست
آه بی تاب شدن، عادت کم حوصله هاست

همچو عکس رخ مهتاب که افتاده در آب
در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست

آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد
بال وقتی قفس پرزدن چلچله هاست

بی تو هر لحظه مرا بیم فروریختن است
مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست

باز می پرسمت از مساله ی دوری و عشق
و سکوت تو جواب همه ی مساله هاست

مطلب پیشنهادی: متن غمگین؛ متن شکست عشقی غمگین، اس ام اس غمگین تنهایی، دلنوشته بسیار احساسی غمگین
افزایش بازدید = فروش بیشتر سایت با افزایش سرعت سایت (فقط وردپرس)
افزایش بازدید = فروش بیشتر سایت با افزایش سرعت سایت (فقط وردپرس)

مشاهده
yektanet-logo-signتبلیغ
عکس نوشته عاشقانه غمگین برای پروفایل
باید کسی باشد شبی ماتم بگیرد

وقتی نبودم صورتش را غم بگیرد

 

باید کسی باشد که عکس خنده ام را

در لابه لای گریه اش محکم بگیرد

 

چشمش به هر کوچه خیابانی بیافتد

باران تنهاتر شدن، نَم نَم… بگیرد

 

هی شهر را با خاطراتش در نَوَردَد

آینده اش را سایه ای مبهم بگیرد

 

از گریه‌های او خدا قلبش بلرزد

از گریه‌های او نفسهایم بگیرد

 

من! جای خالی باشم و او هم برایم

هر پنج شنبه شاخه ای مریم بگیرد

 

پویا جمشیدی

شعر عاشقانه غمگین؛ شعر کوتاه عاشقانه جدایی و تنهایی

میهن وب هاست : خرید هاست، خرید و ثبت دامنه، سرور مجازی و اختصاصی
میهن وب هاست : خرید هاست، خرید و ثبت دامنه، سرور مجازی و اختصاصی

مشاهده
yektanet-logo-signتبلیغ
دورم ز تو ای خسته خوبان چه نویسم؟
من مرغ اسیرم به عزیزم چه نویسم؟
ترسم که قلم شعله کشد صفحه بسوزد
با آن دل گریان به عزیزم چه نویسم؟

شعر عاشقانه غمگین؛ شعر کوتاه عاشقانه جدایی و تنهایی

بسوز ای دل که تا خامی نیاید بوی دل از تو
کجا دیدی که بی‌ آتش کسی را بوی عود آمد؟!

خرید افزونه فروش کارت شارژ و لایسنس ووکامرس- ووکامرس فارسی
خرید افزونه فروش کارت شارژ و لایسنس ووکامرس- ووکامرس فارسی

خرید افزونه
yektanet-logo-signتبلیغ
***

اشعار سوزناک و عاشقانه غمگین احساسی
در خیالات خودم در زیر بارانی که نیست
می رسم با تو به خانه، از خیابانی که نیست

می نشینی روبرویم، خستگی در می کنی
چای می ریزم برایت، توی فنجانی که نیست

باز می خندی و می پرسی که حالت بهتر است
باز می خندم که خیلی، گرچه می دانی که نیست

شعر می خوانم برایت، واژه ها گل می کنند
یاس و مریم می گذارم ، توی گلدانی که نیست

چشم می دوزم به چشمت، می شود آیا کمی
دستهایم را بگیری ، بین دستانی که نیست

وقت رفتن می شود، با بغض می گویم نرو
پشت پایت اشک می ریزم، در ایوانی که نیست

می روی و خانه لبریز از نبودت می شود
باز تنها می شوم، با یاد مهمانی که نیست

***

مطلب پیشنهادی: متن غمگین کوتاه + جملات پر از غم و ناراحتی کوتاه برای بیو و کپشن عاشقانه
من از راهی دور

برای خواندنِ خواب های تو آمده‌ام،

من از راهی دور

برای گفتن از گریه های خویش

 

راهی نیست،

در دست افشانیِ حروف

باید به مراسمِ آسانِ اسمِ تو برگردم،

من به شنیدنِ اسمِ تو عادت دارم

 

من

مشقِ نانوشته ام به دستِ نی،

خواندن از خوابِ تو آموخته ام به راه

 

من

بارانِ بریده ام به وقتِ دی،

گفتن از گریه های تو آموخته ام به راه

 

به من بگو

در این برهوتِ بی خواب و طی،

مگر من چه کرده‌ام

که شاعرتر از اندوهِ آدمی ام آفریده اند؟

 

سیدعلی صالحی

شعر عاشقانه غمگین؛ شعر کوتاه عاشقانه جدایی و تنهایی

خرید قالب فروشگاهی وردپرس باسلام- ووکامرس فارسی
خرید قالب فروشگاهی وردپرس باسلام- ووکامرس فارسی

خرید قالب
yektanet-logo-signتبلیغ
به خدا غنچه شادی بودم دست عشق آمد و از شاخه ام چید
شعله آه شدم صد افسوس ٬ که دلم باز به دلدار نرسید

***

دگر از درد تنهایی، به جانم یار می‌باید
دگر تلخ است کامم، شربت دیدار می‌باید

ز جام عشق او مستم، دگر پندم مده ناصح
نصیحت گوش کردن را دل هشیار می‌باید

مرا امید بهبودی نماندست، ای خوش آن روزی
که می‌گفتم: علاج این دل بیمار می‌باید

بهائی بارها ورزید عشق، اما جنونش را
نمی‌بایست زنجیری، ولی این بار می‌باید

شیخ بهایی

شعر عاشقانه غمگین؛ شعر کوتاه عاشقانه جدایی و تنهایی

شعر کوتاه عاشقانه غمگین تنهایی
خرید قالب بی تم، قالب چندمنظوره Betheme  با ضمانت بازگشت وجه 6 ماهه از...
خرید قالب بی تم، قالب چندمنظوره Betheme با ضمانت بازگشت وجه 6 ماهه از...

خرید
yektanet-logo-signتبلیغ
گوشه قلب قشنگت اگر من نباشم غمی نیست
تو منو زندونی کردی عاشقی جرم کمی نیست

***

بی پنجره ای غریبه ای در وهمی

عشق است اگر از آن نداری سهمی

فهمیدن عشق عاشقی می خواهد

یک روز بزرگ می شوی و می فهمی

***

آن مرد پر از شور و غزل ، بعد تو جان داد
این آدم کوکی ، جسدی پشت نقاب است

یا مشکل ارســال پیام ، از دل مــا بود
یا منبــع گیــرنده ی قلـب تو خراب است

زایـیــده ی دردیـم و به بار آمـده ی عشق
در مکتب ما ، عشق فقط ، حرف حساب است

یک جمله بگو دلبرکم ! … حرف دلت چیست ؟
عاشق شده این شاعر و … دنبال جواب است

***

اشعار عاشقانه کوتاه

خرید اسکریپت و اپلیکیشن فروش فالوور اینستاپلاس  با ضمانت بازگشت وجه 6...
خرید اسکریپت و اپلیکیشن فروش فالوور اینستاپلاس با ضمانت بازگشت وجه 6...

خرید
yektanet-logo-signتبلیغ
امتحان کردم ببینم سنگ می فهمد تورا
از تو گفتم با دلم ، کوتاه آمد؛ گریه کرد
.
گفتم مگر به گریه دلش مهربان کنم
چون سخت بود، در دلِ سنگش اثر نکرد!

***

مطلب پیشنهادی: متن فاز سنگین و غمگین؛ جملات و اس ام اس فاز سنگین و کوبنده
تو نیستی و خورشید

غمگین‌تر از همیشه غروب خواهد کرد

و من دلتنگ‌تر از فردا

به تو فکر می‌کنم

***

چقدر دوست داشتنی بودی

وقتی چهره رنجور و چشمان مهربانت

در نگاهم خیره می‌شد

 

اکنون که بازوان خاک

پیکرت را در آغوش گرفته است

کلمه‌های سیاه پوش شعرم

برایت مرثیه‌های دلتنگی سروده‌اند

***

خرید قالب دانا، قالب خبری و انتخابات  با ضمانت بازگشت وجه 6 ماهه از...
خرید قالب دانا، قالب خبری و انتخابات با ضمانت بازگشت وجه 6 ماهه از...

خرید
yektanet-logo-signتبلیغ
گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم

چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی

سعدی

شعر عاشقانه غمگین؛ شعر کوتاه عاشقانه جدایی و تنهایی

شعر عاشقانه غمگین بلند
نگارا، از وصال خود مرا تا کی جدا داری؟

چو شادم می‌توانی داشت، غمگینم چرا داری؟

چه دلداری؟ که هر لحظه دلم از غم به جان آری

چه غم خواری؟ که هر ساعت تنم را در بلا داری

به کام دشمنم داری و گویی: دوست می‌دارم

چگونه دوستی باشد، که جانم در عنا داری؟

چه دانم؟ تا چه اجر آرم من مسکین بجای تو

که گر گردم هلاک از غم من مسکین، روا داری

بکن رحمی که مسکینم، ببخشایم که غمگینم

بمیرم گر چنین، دانم مرا از خود جدا داری

مرا گویی: مشو غمگین، که خوش دارم تو را روزی

چو می‌گردم هلاک از غم تو آنگه خوش مرا داری!

عراقی کیست تا لافد ز عشق تو؟ که در هر کو

میان خاک و خون غلتان چو او صد مبتلا داری

عراقی

***

خرید قالب وبلاگ اسکیمو، Eskimo  با ضمانت بازگشت وجه 6 ماهه از راست چین
خرید قالب وبلاگ اسکیمو، Eskimo با ضمانت بازگشت وجه 6 ماهه از راست چین

خرید
yektanet-logo-signتبلیغ
عشق آن بُغضِ عجیبیست که از دوریِ یار

نیمه شب بینِ گلو مانده و جان می‌گیرد

 

فهیمه تقدیری

  • m3hrd4d gh
  • ۰
  • ۰

شعر برای من

من شعرهایی دارم که گروه خونی‌شان
گره می‌خورد به چشم‌هایت
که گاهی می‌خندند
گاهی نمی‌خندند
و گاهی آن‌قدر مثبت می‌شوند
که نفع هر دوی ما

در بی‌تو بودن، منفی‌ست.

 

 

+ شعر برای من یک جریان زودگذر، موقت و کوتاه مدت نیست، پر کننده‌ی فضای خالی زندگی ام نیست. حتی دیگر برایم گریستن و آرام شدن هم نیست، پر رنگ‌تر از همیشه چنان حضور تپنده ی خود را در تک تک سلول‌هایم اعلام کرده است که نمی‌دانم من او را می‌نویسم یا او مرا!

  • m3hrd4d gh
  • ۰
  • ۰

  غروب  بچه ها را از کوچه جمع می کرد

 
    ولوشدن سایه ی انجیر توی حیاط

 

   پهن شدن عطر هندوانه زیر تاق مهتابی

 

 

   پدربزرگ را به خانه می آورد

 


  او طعم آبنبات های توی جیبش بود


  در ایوان می نشست و به آجرهای گرم تکیه می داد

 

   که از مخده بدش می آمد

 

  مابرایش

  بره آهوهای روی گلیم 

  بالا و پایین می پریدیم

 

  تا او پکی به سیگارش بزند

  و لبخندی به ما..


  آه خاطرات

 

  خاطرات

 

  استخوان های لای زخم


  این روزها که  پدر  طعم  قهوه ی تلخ است

 

  تیر می کشد تا صبح

 

 

 مادرم سالهاست

  چمدان بسته  ست

 


   منتظر مانده ام لا اقل رودی برسد

                                            خفه ام کند

 

  من رد زخمی ام

  روی دست زندگی مانده

 

 

 

دلتنگتان بودم خوشحالم که آمدم و همه ی دعوت هارا به شوق خواندم هرچند بی سرصدا و بی رد پا..

ممنون که کنارم هستین..

 

درگذشت استاد محمد قهرمان رو هم تسلیت میگم یادش گرامی

" غم نیست اگر روزی من غم شده باشد

ترسم که ز رزق دگران کم شده باشد

در خاطر من شادی آمیخته با غم

عیدیست که همراه محرم شده باشد"

  • m3hrd4d gh
  • ۰
  • ۰

 

تو سرزمین منی

دورو دست نیافتنی

سرزمینی که پرچمی بردار ندارد

 

روز پرنده ای سپید برشانه هایت

ماه در آسمان چشم تو بیداد می شود

 

 

دنیا

      روسپی خانه ی مهوعی ست

                                             بیا

                                           پیدایم کن

                                          در گریه های کودکی

                                        زیر بازارچه ای شلوغ

                                              

                               پیدایم کن

                                             بر اندوه سایه ی زنی

                                              فرو رفته در مردمک غروب

 

 

من صدای کلاغ ها نبودم

رعشه هایی خراب شده ، سر این

                                      بام و درخت و خیابان ها

                                               

                                                    آفتاب پیراهنم بود

 

بگو اما  وقتی غم

گلوی این روزها را گرفته

چطور به تو فکرکنم؟

                    به دستم دور بازویت؟

به بوسه و خنده

به لبانت

           که دوستت دارم بود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اینجا بدون دعوت در سکوت و غریبانه برای دلتنگی های من به روز می شود

 

دعوت ها را حتمن خواهم خواند

ممنون و عذر .

  • m3hrd4d gh
  • ۰
  • ۰

"من به مرگم راضی ام اما نمی آید اجل

بخت بد بین از اجل هم ناز می باید کشید"

 

 

 

 

 

 

 

 

 

می خواهم خودم باشم

همین خط خطی های خسته

 

شعر به هیچ دردی نمی خورد

وقتی انگشت های غمگین زنی

                                      پشت آن باشد

 

کلمات را شکسته بسته بنویس

تا درد کمتری بکشند این شعر ها

 

دستانم

         خاطرات زیادی را به یاد می آورند

اشاره به دور دست هایی

که پیرم می کند.

 

باید خودم  را به باد بدهم

شاید

نجاتم دهد از این قفسی

که گاهی از آن بیرون می زنم

مثل درد راه می روم زیر پوست شهر

چطور بر می گردم؟

وکلیدش را

 در جعبه ی جواهراتم نگه می دارم!

 

نمی خواستم

نمی خواستم

ادامه ی جوی آبی باشم در گودال.

  • m3hrd4d gh
  • ۰
  • ۰

" جام می و خون دل هر یک به کسی دادند

 

در دایره ی قسمت اوضاع چنین باشد"

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مرگ چیز بدی نبود

وقتی زنده گی

زیر پوستمان ورم می کرد

سرها از طناب های پوسیده آویزان

روزی هزار دفعه مردیم و زنده شدیم

 

 

 

باید به جای رفتن به ماه

کشف بهتری می کردیم

مثلا زنده گی را

تا گاهی بتوان

مثل لباس های کهنه،

 دور انداخت و از نو خرید

 

 

 

 

افسوس مان شدند

دیروزهای بدتر از امروز

فقط حشرات بیشتری کشف کردیم

مرض هایی جدید

شکل مردن را عوض کردیم.

 

 

 

 

 

زنده گی چیزی نبود

جمعه تمام شود و شنبه از راه برسد

 

 

زنده گی

              ما بودیم!

پوست و گوشت و استخوان مان را

قمار کردیم.

 

 

 

 

 

دوستان وبلاگ پویا وخوب مهدی آخرتی عزیز را از دست ندهید

 

ودیگر اینکه جلسات خوب معاصر خوانی به کوشش وزحمات آقای آخرتی

 دوباره راه افتاد .

این وبلاگ با گزارش این جلسه که شعری از شاملوی بزرگ است به روز شده

 

 

                                             « معاصرخوانی»

 

وهمین طور وبلاگ فاطمه خمر عزیز هم به روز است

  • m3hrd4d gh
  • ۰
  • ۰

قصد نداشتم اینجا رو  به روز کنم

اما نمیدونم چرا ناخود آگاه رفتم تو وب دوستم که تازه ازبینمون رفته و نوشتم :

 

باور نمی کنم که دیگه کسی نیست اینجا رو به روز کنه
باور نمی کنم دوست خوب و شریفم که دیگه نیستی
وای این  تویی مردی... وما جا موندیم

چه طور گریه کنم کسی صدامو نشنوه و نپرسه چرا گریه میکنی
ومن چطور بگم دوستی داشتم که روزها ست مرده...

مرده و من بی خبرم..


همیشه با کنایه تلخ اما خنده آور می نوشتی

می خونم اما خندم نمی گیره جز گریه چیکار میشه واسه از دست رفته هامون ،کرد؟


چرانشد یه کتاب اکبر اکسیر بخرم و بهت هدیه بدم
می دونم این رسم دوستی و هم مسلکی نبود
اما تو هم رسمشو به جا نیاوردی و بی خبر ...ناغافل...

هفته پیش تو جلسه معاصر خوانی دیدمت

انگار اومده بودی اونجا ومن خیال کردم به یادت افتادم..

با خودم گفتم برم و براشون کامنت بذارم که چرا نیستین و جلسات راه افتاد دوباره تشریف بیارید..

اما این کا رو نکردم.افسوس...

اونروز من روحتو دیدم..آره مطمینم اونجا بودی

 

حرفی نیست حمید کارآمد...

تونیستی...

و اتفاق تازه ای نیست مرگ

حرفی نیست جز بغض بغض بغض..

 

 

شاید آرومم کنه این بند:

 

"اشک همان انسان است وانسان بی اندوه

تنها خاطره ای از انسان است"

 

 

 

  • m3hrd4d gh
  • ۰
  • ۰

دنیا قفس است ،

وقتی هر پرنده ای سقف پرواز دارد

 

 

 

 

 

....

 

 

 

 

سنگی بیاور شیشه های خسته را بشکن

دیگر نماند زخم ها در زیرِِ پیراهن

 

این آسمان ها سقف پرواز پرنده هاست

باید برای یک قفس پرواز جنگیدن

 

آری تبر! این سرنوشتِ هر سپیداری ست

تا جنگلی را پر کند از خواب تیرآهن

 

یا سیب ها از شاخه می افتند و یا کالند

من سیب سرخِ نارسم ، تصویری از یک زن

 

من یک زنم ، آری زمین را خوب می فهمم

باید ببارند ابرها در زخم های من

 

باید که اسبی زین کنم بی در کجا باشم

تا بگذرم از خواب تلخ ِ هر چه اهریمن

  • m3hrd4d gh
  • ۰
  • ۰

یه جایی هست که باید بایستی !


یه جا یی هم هست که باید بری !!!


اما خدا نکنه جای این دوتا با هم عوض بشه چون دیگه تا آخر عمر بدهکار

خودت میشی . . .

دلـتـنـگـی...؟ حـاضـر √
تـنـهـایـی...؟ حـاضـر √
غـــم...؟ حـاضـر √
جــدایـی...؟ حـاضـر √
عــشـــق...؟
بـلـنـدتـر مـیـخـونـم، عـــشـــق...؟ غـایـــــــب ×
بـاز هـم نـیـامـده..؟
غــیــبـتـش خـیـلـی وقـتـه از حـدِ مـجـاز گـذشـتـه..
مـیـلـیـاردهـا ضـربـدر کـنـارِ اسـمِ زیـبـاش خـورده .. امـــّــا..

امــــّـــا ... نـمـیـشـه اِخــــراجــش کــــرد

شهر من اینجا نیست !
اینجا…
آدم که نه!
آدمک هایش , همه ناجور رنگ بی رنگی اند!
و جالب تر !
اینجا هر کسی
هفتاد رنگ بازی میکند
تا میزبان سیاهی دیگری باشد!
شهر من اینجا نیست!
اینجا…
همه قار قار چهلمین کلاغ را
دوست می دارند!
و آبرو چون پنیری دزدیده خواهد شد!
شهر من اینجا نیست!
اینجا…
سبدهاشان پر است از
تخم های تهمتی که غالبا “دو زرده” اند!
من به دنبال دیارم هستم,

شهر من اینجا نیست…شهر من گم شده است!

ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻫﻢ ﺑﺎ "ﺑﻰ ﺗﻮ" ﺑﻮﺩﻥ ﮔﺬﺷﺖ نیامدی

ﺧﻮﺵ ﺑﻪ ﺣﺎﻝ "ﯾﺎﺩﻡ" ﮐﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺎ ﺗﻮﺳﺖ.

کاش زندگی از آخر به اول بود..
پیر بدنیا می آمدیم..
آنگاه در رخداد یک عشق جوان میشدیم..
سپس کودکی معصوم می شدیم ودر،
نیمه شبی با نوازش های مادر آرام میمردیم...!!!

بیخیال من!
بیخیال دلم!
بیخیال همه چی
دیگه حال مردن هم ندارم..........

  • m3hrd4d gh
  • ۰
  • ۰

خسته ام....
خسته ام . . . 

نه اینکه کوه کنده باشم ها، نه!

دل کنده ام. . . . . .

 

تنهایی من...
قانون تو تنهایی من است و تنهایی من قانون عشق

عشق ارمغان دلدادگیست و این سرنوشت سادگیست.

چه قانون عجیبی! چه ارمغان نجیبی و چه سرنوشت تلخ و غریبی!

که هر بار ستاره های زندگیت را با دستان خود راهی آسمان پر ستاره کنی

و خود در تنهایی و سکوت با چشم های خیس از غرور پیوند ستاره ها را به نظاره نشینی

و خاموش و بی صدا به شادی ستاره های از تو گشته جدا دل خوش کنی

و باز هم تو بمانی و تنهایی و دوری....

 

بعضی وقتها وقتی با غم هات سر شاخ میشی....

وقتی حس کم آوردن توی دلت به نقطه جوش میرسه....

وقتی هم میخوای بمونی هم بری

فقط این جمله رو تا آخر عمر تکرار میکنی.....:

"آخه تاااااااااااااااااا کی؟؟؟؟؟؟؟"

 

به بازار سیاه رفتم

برای خرید عشق

اما

در ابتدای ورودم رو کاغذی خواندم

در غرفه ی هوس بازان

عشق را به حراج گذاشته اند

به قیمت نابودی پاکبازان!!!!!


دل های پاک خطا نمی کنند

فقط سادگی می کنند . . .

و امروز سادگی پاک ترین

خطای دنیاست . . . . . .

زندگی

شــک نـدارم هـمـین روزها ...

هیـچ گـرسـنه ای باقی نمــــی ماند ...

هـــمه سیــــر مـی شـوند,

از زنــدگی ...

 

از این تکرار ساعت ها

از این بیهوده بودن ها

از این بی تاب ماندن ها

از این تردیدها

نیرنگها

شکها

خیانت ها

از این رنگین کمان سرد آدمها

واز این مرگ باورها و رؤیاها

پریشانم

دلم پرواز میخواهد

 

 چه سخت است این دانستن ها ...
گــاهـی ...

فقــط از کــل دنیـــــا

دلت یکـــی را مـی خــواهــد ...

و مـی دانـــی

تـا ابــد هـم کـه ،

خـدا خـدا کنــی

بــه دستـش نمــی آوری ...

مـی دانـی کـه ،

بــایــد بگــذاری و بگــذری ...!

و چـه سـخت است ،

این دانسـتن ...

خـــــــدایا ...

قسمت و حکمتت رو بگذار..

واسه اونهایی که درکـــــش میکنن...

واسه من ...

لـــــطفا فقـــــط معجزه کن....

  • m3hrd4d gh